تبليغاتX
ناگفته های من

ناگفته های من
داشتم یه تبلیغ قدیمیه کفش ملی رو میدیدم چقدر ناراحت شدم

روزگاری بود واسه کفش ملی ما تو اقصی نقاط دنیا سرو دست میشکستن

اما امروز خودمون شدیم یکی از وارد کننده های بزرگ کفش از کشور فخیمه چین!!!!!!

به امید بازیابی افتخار از دست رفته...


[ جمعه 1390/07/29 ] [ 0:50 ] [ امیر ]
سلام.

چند شب پیش کتابی رو میخوندم راجع به سردار شهید احمد کاظمی.

فارغ از نگاه نویسنده به موضوع، سردار کاظمی را شخصی مقتدر و در عین حال بسیار متواضع یافتم.

امروز جای احمد کاظمی ها بسیار خالی ست...

یادشان گرامی.



[ جمعه 1390/06/18 ] [ 14:38 ] [ امیر ]


دیروز بعد از چند سال به سرم زد که با همسرم بریم پارک ارم. استارت زدیم و حرکت کردیم.

از انتهای بزرگراه یادگار امام، ترافیک شروع شد... بعد از دو ساعت کلافگی، تا نزدیکی درب ورودی پارک که رسیدیم، پلیس اخطار داد که پارکینگ پر شده!!!

از همونجا دور زدیم. تو مسیری که بر می گشتیم یک صف طویل از ماشینهایی رو دیدیم که منتظر ورود به پارک بودن و احتمالاً فردا شب نوبتشون میشد که برن تو پارک!!!!!!

بدجوری خورده بود تو برجکمون. واسه جلوگیری از ضایه شدن رفتیم سهروردی و یه فست فود معرکه زدیم.

یاد تبلیغ پارک ارم می اقتم: پارک ارم را فراموش نکنید؟ یا بکنید؟ هه!!!

انقدر این مملکت فضای تفریح نداره که مردم واسه رفتن به یه پارک از روزها قبل باید برنامه ریزی کنن و اندازه یه مسافرت تو راه (که نه تو ترافیک) بمونن!

به امید روزهای خوب...


[ جمعه 1390/06/11 ] [ 13:14 ] [ امیر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام
لطفاً نخندید. این عکس کودکی های منه!
من در این وبلاگ قصد دارم در مورد وقایع و اتفاقاتی که در طول روز فکرمو به خودش مشغول میکنه یا به نحوی باعث درگیری ذهنیم میشه بنویسم.
خوشحال میشم نظر شما رو در هر پستی که می نویسم بدونم.
یا علی
امکانات وب